|
طاهرنیوز
|
||
|
خبری سیاسی اجتماعی فرهنگی ... |
| جایزه به خاتمی یعنی خروج او از دایره انقلاب |
گفت و گو با کسي که بنا به مسئوليت ارتباطات و اطلاع رساني دفتر رييس جمهوري، همراه برنامه هاي رييس دولت بوده است، ناخودآگاه مسير پرسش ها را به سمت ناگفته ها برد؛ اتحاد ظالمانه رسانه اي عليه احمدي نژاد يکي از تعبيرهايي بود که مسير اين گفت و گو را تغيير داد.
محمدجعفر محمدزاده با اين حال بسياري از مطالب را نگفت، آنچه با مصالح ملي گره خورده است و شايد در آينده بازگو شود.
معاون ارتباطات و اطلاع رساني دفتر رييس جمهوري از مناظره ها و نحوه کار رييس جمهوري در ماه هاي نزديک به انتخابات رياست جمهوري دهم مطالبي را بازگو کرد.
رکوردهاي رييس دولت نهم و دهم بخش ديگري از اين گفت و گو بود و اين که کار اطلاع رساني درباره دولت دشوارترين کارها بوده است.
"اتحاد ظالمانه رسانه اي" عليه دولت و رييس جمهور تعبير ديگري بود که محمدزاده به کار برد و مثال هايي در اين زمينه بيان کرد.
از دلايل تخريب احمدي نژاد سئوال کرديم و او گفت که چرا ساختار شکني احمدي نژاد براي برخي خوشايند نيست؟
محمدزاده به اين نکته هم پرداخت که هيچ دولتي را سراغ نداريد که رييس آن اين اندازه براي انتخاب همکارانش تحت فشار باشد و البته اين يک فرصت است.
بخش نخست اين گفت و گو را مي خوانيد:
**کار تا آخرين روز/ ابزار محدود اطلاع رساني
از محمدزاده درباره فعاليت هاي دولت و رييس جمهوري در ماه ها و روزهاي نزديک به انتخابات رياست جمهوري دهم سئوال کرديم و او گفت: رييس جمهور در روزهاي انتخابات اعتقاد و تاکيد داشت که کارها تعطيل نشود و هيچ يک از ارکان و اجزاي دولت نبايد تعطيل شوند.
وي خاطرنشان کرد: از يک سو مي بايست خدمت رساني به سرعت و روال گذشته ادامه مي يافت و از سوي ديگر وارد مسايل انتخاباتي مي شديم.
معاون ارتباطات و اطلاع رساني دفتر رييس جمهوري با اشاره به اين که رقبا از چهار ماه قبل فعاليت انتخاباتي را شروع کرده بودند، در عين حال به فعاليت تخريبي آنان اشاره کرد که نياز به پاسخ گويي داشت.
وي با بيان اين که ابزار زيادي براي اطلاع رساني در اختيار نداريم، به انتشار بيش از 50 روزنامه اشاره و اين پرسش را مطرح کرد که چند روزنامه خود را موظف مي دانستند، برنامه ها و اخبار دولت را منعکس کنند؟
محمد زاده گفت: اکثريت قريب اتفاق روزنامه ها نه تنها برنامه ها و خدمات دولت را منعکس نمي کردند بلکه منتقد دولت هم بودند لذا دولت با ابزار اطلاع رساني محدود در انتخابات به شبهات پاسخ داد.
وي افزود: خبرگزاري هاي رسمي کشور به جز ايرنا که مربوط به دولت است بقيه به رغم اين که از بودجه دولت استفاده مي کنند اما عالبا مباحث انتقادي داشتند.
به گفته وي در اين رسانه ها در سايه نقدها و حملاتي که به دولت مي شد اطلاع رساني از فعاليت هاي دولت هم کمرنگ مي شد.
محمد زاده اظهار داشت: بخش هايي از رسانه ملي نيز به دليل حملاتي که صورت مي گرفت و طرح و تبليغ اين موضوع که صدا و سيما از دولت جانبداري و حمايت مي کند، در اختيار تبليغات مخالفان دولت قرار گرفت.
وي تصريح کرد: در فضاي انتخابات اطلاع رساني از دولت به سرعت کمرنگ شد و خللي در اطلاع رساني از عملکرد دولت بوجود آمد، اين در حالي است که چند ماه قبل از انتخابات، رسانه هايي را براي مقابله با دولت و فضاسازي و اثرگذاري بر نتيجه انتخابات راه اندازي کرده بودند.
وي از مشکلات عديده دولت براي اطلاع رساني برنامه ها و انتشار اخبار فعاليت ها و حقانيت عمل خود سخن گفت و افزود: البته دولت تلاش گسترده داشت ولي عوامل بازدارنده و مانع روز به روز بيشتر مي شد.
محمد زاده اظهار داشت: رييس جمهور تاکيد مي کرد که فعاليت هاي دولت يک روز هم تعطيل نشود و يک روز تعطيل شدن مساوي با از دست دادن فرصت خدمت است.
وي رقابت را يک واقعيت دانست که نمي بايست از آن غافل شد و با با ارجاع به آرشيو اخبار ماه هاي نزديک به انتخابات گفت: در سخت ترين شرايط انتخابات هم يک جلسه دولت تعطيل نشد و اين را نمي توان با ادوار گذشته مقايسه کرد.
محمدزاده با تاکيد بر اين که بايد پاسخ گو مي بوديم، گفت: به آرشيو اخبار مراجعه کنيد در تبليغات نامزدها جز حمله به دولت و زير سئوال بردن برنامه هاي دولت چيزي ديگري نبود و لذا مي بايست به انتقادها و شبهات پاسخ داده مي شد.
وي گفت: دهها روزنامه، سايت و خبرگزاري به انعکاس ديدگاه هاي آنان که عمدتا در تقابل با دولت و برنامه هاي آن بود اختصاص داشتند.
**مناظره ها چقدر در پيروزي احمدي نژاد نقش داشت
وي در پاسخ به اين پرسش که مناظره ها چقدر در پيروزي احمدي نژاد نقش داشت، آن را تاييد کرد اما گفت: نگاه سطحي است که بگوييم مناظره ها عامل پيروزي احمدي نژاد بوده است.
معاون ارتباطات و اطلاع رساني دفتر رييس جمهوري 60 سفر استاني و ديدار با قشرهاي گوناگون و خدمت رساني به دهک هاي پايين و متوسط را که در دولت نهم صورت گرفت، در تاريخ انقلاب اسلامي بي نظير توصيف کرد و گفت: کساني که تصور مي کنند انتخابات و نتيجه آن محصول چند مناظره بود شناخت جامعي از اوضاع کشور و جامعه ندارند.
وي اظهار داشت: احمدي نژاد در دل مردم و طبقات پايين و متوسط و قشرهاي مختلف جا کرده بود و مردم، خدمات رساني به شهرها و روستاها بويژه مناطق محروم را فراموش نکرده بودند.
محمدزاده گفت: زماني رفتن يک استاندار و فرماندار به روستاهاي دورافتاده جز آمال و آرزوهاي مردم بود اما اکنون وزرا پيوسته و به راحتي در بين طبقات و قشرهاي مختلف مردم بويژه مردم محروم حضور مي يايند؛ رييس جمهوري بارها در مسير استقبال متوقف مي شود و از نزديک با مردم گفت و گو مي کند و اين چيزي نيست که از ذهن مردم برود.
وي اين رويداد را نشانه درک متقابل مردم و منتخب شان برشمرد و گفت: احمدي نژاد متعلق به مردم است و اين حقيقت در چهار سال گذشته به مراتب بروز يافته است.
**مناظره ها فرصتي براي پاسخ گويي به شبهات
وي مناظره ها را فرصتي خوبي براي پاسخ گويي به شبهات عنوان کرد و گفت: از حدود شش ماه قبل در شهرها و استان ها و مجامع مختلف، خدمات دولت و موضع گيري هاي اصولي آن زير سئوال مي رفت.
محمدزاده افزود: رقبا حس کرده و به اين نتيجه رسيده بودند که اگر دولت را زمين بزنند موفق مي شوند.
وي کالبد شکافي اين رفتار را ضروري دانست و گفت: اشتباه بزرگي است که براي معرفي خود دولت مردمي را تخريب کردند که کمر همت براي خدمت صادقانه به مردم بسته است، آنها مي بايست از راه ديگري تبليغ و خود را عرضه مي کردند؛ آيا امروز مي توانند ادعا کنند که جز تخريب دولت چيز ديگري گفتند؟
**احمدي نژاد فقط پاسخ داد
وي اظهار داشت: احمدي نژاد به تخريب ها و فضاسازي هاي کاذبي که در چند ماه قبل از انتخابات انجام شده بود پاسخ داد و اين حق کسي است که به عنوان منتخب و معتمد مردم انتخاب شده است.
وي گفت: فرق است بين اين موضوع که کسي را دوست نداشته باشند و پاسخ هايش را بپذيرند و کسي را که دوست داشته باشيد و پاسخ هايش را بشنويد.
**بازخورد مناظره ها
معاون ارتباطات و اطلاع رساني دفتر رييس جمهوري گفت: ارتباط مردم با رييس جمهور از مرحله حساب دو دو تا چهار تا به مرحله ارتباط دل ها رسيده است.
وي اظهار داشت: به رغم آنچه که رقبا براساس موضع گيري هايشان براي خود پيش بيني کرده بودند اما نتيجه آن شد که حمايت ها مضاعف شد و راي مردم جهش پيدا کرد.
**چه کسي ابتدا از اسامي نام برد؟
او همگان را به بازبيني فيلم مناظره ها دعوت کرد و گفت: مراجعه کنيد و ببينيد ابتدا چه کسي اسم برد و اسم چه کساني برده شد؟
وي تاکيد کرد که احمدي نژاد فقط پاسخ داد و البته به جاي آن که حول محور برنامه صحبت شود، برخي افراد مناظره را از ابتدا به جدل هاي تند تبديل کردند.
محمدزاده گفت: رييس جمهور بارها خواست در خصوص جهت گيري ها و برنامه هاي دولت ها صحبت شود اما مناظره را منحرف کردند.
وي گفت: احمدي نژاد در مناظره به طور عادي سئوال مي کرد اما حمله مي شد و حق هر کسي است که در برابر حمله از خود دفاع کند.
وي با اشاره به اين که برخي مي گويند چرا در مناظره ها اسم آورده شد، گفت: در تحليل مناظره ها بايد گفت که خلاف مروت عمل و بد تحليل کردند.
معاون ارتباطات و اطلاع رساني دفتر رييس جمهوري گفت: اکنون که فضا آرام است ببينيم مباحث تند را چه کساني شروع کردند؛ رييس جمهور با سئوال آغاز کرد اما پاسخي نشنيد، ديگران هم در مباحث داغ دميدند و جامعه را هيجان زده کردند.
**آيا قرار بود از اسامي نام برده شود؟
وي اظهار داشت: شک نکنيد قرار نبود اسم هايي برده شود برداشت من اين بود وقتي همه فعاليت هاي دولت زير سئوال مي رود و موضع گيري هاي دولت که موضع گيري هاي اصولي نظام است هدف قرار مي گيرد بايد برخي مسايل مطرح شود.
وي گفت: رييس جمهور بايد از حريم آرمان فلسطين که از سال 1342 در اين کشور نهادينه شده است، دفاع کند.
وي تصريح کرد: وقتي اتهام زدند و از اين طرف هم سئوال مطرح مي شود پس سئوال که اتهام نيست.
وي يادآور شد: رييس جمهور به کساني که امروز بحث آنها مطرح است اتهام نزد از برخي نزديکان آنها نام برد که البته جامعه از اين مسايل مطلع است و خيلي از مسايل را مي داند.
**همه دلشوره داشتند جز احمدي نژاد
از محمد زاده در خصوص ناگفته هاي روزهاي انتخابات در رياست جمهوري سئوال شد و او چنين گفت: از صبح تا شب که قرار بود مناظره شود دلشوره وجود داشت.
وي افزود: اگر چيزي به ذهنمان ميرسيد به رييس جمهور منتقل ميکرديم اما جالب بود مجموعه دفتر رياست جمهوري دلشوره داشتند ولي رييس جمهور بسيار آرام و ارامش بر او حکم فرما بود.
معاون ارتباطات و اطلاع رساني دفتر رييس جمهوري گفت: اگر رييس جمهوري آمار و اطلاعاتي از ما ميخواست جمعآوري ميکرديم و البته نمي توانيم نگراني خود را از نتيجه مناظره ها کتمان کنم.
وي آرامش رييس جمهور را قابل تحسين و مايه آرامش اطرافيان دانست و گفت:
احمدي نژاد طبق روال معمولي که دارد پيش از رفتن به مصاحبه يا برنامه حتما به امام عصر (عج) متوسل ميشود و دعا ميکند.
وي گفت: لحظهيي عصبانيت در هيچ يک از مناظره بر چهره رييس جمهور عارض نشد و با آرامش کامل و طمانينه به همه مسايل پاسخ ميداد و در پايان اولين مناظره هم بقيه مناظره ها قابل پيش بيني بود.
**ساعت يک بامداد براي ضبط برنامه به صدا و سيما مي رفتيم
وي گفت: برخي برنامهها زنده نبود لذا رييس جمهور تا زماني که کار بود مفصل کار ميکرد و پس از برنامه دولت و جلسات، براي ضبط برنامه به صدا و سيما ميرفتيم که عموما زمان مرده بود براي مثال ساعت 1 يا 2 بامداد.
او گفت: براي عوامل ضبط برنامه بسيار جالب بود که رييس جمهور اين ميزان توان داشته باشد و اين که براي برنامههايي حساس که ميتوانست سرنوشت ساز باشد نصف شب به جام جم ميرفتيم.
محمدزاده اظهار داشت: ما ميفهميديم علت چيست، واقعيت اين بود که رييس جمهور نميخواست کار کشور را تعطيل کند.
**استقبال از احمدي نژاد مقابل جام جم
وي گفت: پس از اولين مناظره وقتي از استوديو بيرون آمديم، اطلاع دادند، خيابان ولي عصر(عج) و محوطه پارک ملت از جمعيت و طرفداران احمدي نژاد پر است و از ساعتها قبل جمع شده بودند، تيم حفاظت تشخيص داد از دربهاي پشتي صدا و سيما خارج شويم اما رييس جمهور مثل هميشه گفت: بايد برويم، آنان منتظر ماندهاند ميخواهم سلام و تشکر کنم، رييس جمهور آمد اما به علت ازدحام جمعيت حرکت از آن مسير مقدور نشد ولي به ابتداي جمعيت رسيديم.
**آيا درست است در صورتي که طرفهاي مقابل برخي مسايل را مطرح نميکردند، رييس جمهور هم برخي مسايل را مطرح نمي کرد؟
محمدزاده در اين باره گفت: بخش عمده آنچه گفته شد پاسخ به ابهامات، اشکالات و انتقاداتي بود که رقبا در سخنرانيها، برنامهها و ميتينگهاي خود گفته بودند.
وي اظهار داشت: قرار بود در همان حوزه صحبت شود و رييس جمهور قصد داشت به ابهامات پاسخ دهد.
او به دسته بندي مجموعه مواضع انتخاباتي موسوي، رويکردهاي انتخاباتي و انتقادي کروبي و رضايي همراه با رويکرد انتقادي مطبوعات اشاره کرد و گفت: رييس جمهور مطلع و آماده بود به ابهامات پاسخ دهد، بخشي از فضاي مناظره منحرف شد و رييس جمهور اجازه پاسخگويي به ابهامات را پيدا نکرد چون مناظره به سمت ديگري رفت.
به گفته وي شايد رقبا عالمانه مسير مناظره را از ديدگاه هاي قبلي خود منحرف کردند.
**اطلاع رساني از دولت؛ دشوارترين کارها
محمدزاده اطلاع رساني درباره برنامه هاي دولت را به دلايل مختلف که مهم ترين آنها از ديدگاه وي فشردگي و متراکم بودن کارها در اين دولت است، از دشوارترين کارها ارزيابي کرد.
محمد زاده با بيان اين که رييس جمهوري 60 سفر رسمي استاني و بيش از 50 سفر خارجي و ارتباط ديپلماتيک با 50 کشور جهان داشته است، آن را متمايز از دولت هاي گذشته عنوان کرد.
وي علاوه بر سفرهاي رسمي به سفرهاي "پروژه اي و برنامه اي" با همين تعداد نيز اشاره کرد که در اين سفرها رييس جمهوري براي افتتاح پروژه اي به شهر يا استاني سفر يا در برنامه اي شرکت کرده است.
او روزنماي خدمت دولت را که اخيرا منتشر شده است، مرور کرد و از جمله اين که رييس جمهوري بيش از 1000 سخنراني رسمي و غير رسمي در داخل و خارج داشته است.
20 ديدار ويژه با دانشجويان دانشگاه ها و صنوف مختلف دانشگاهي،
150 نشست خبري با رسانه ها و خبرگزاري هاي داخل و خارج
و 15 کنفرانس خبري نمونه هاي ديگري از فعاليت هاي رييس جمهوري بوده است.
وي گفت: احمدي نژاد در مدت 48 ماه کاري به 450 شهر سفر کرد که سفر به روستاها و مناطق محروم نيز بخشي از سفرهاي رييس جمهوري است.
معاون ارتباطات و اطلاع رساني دفتر رييس جمهوري اظهار داشت: در ادوار گذشته برخي روساي جمهوري يک سفر به سازمان ملل انجام داده بودند اما رييس جمهوري در چهارسال دولت نهم چهار بار به سازمان ملل رفت و برنامه هاي سنگين و متفاوت با گذشته داشت.
وي از سفرهاي خارجي به عنوان برنامه هايي پرکار و فشرده نام برد و گفت: رييس جمهور در سفر به آفريقا طي 39 ساعت کاري از زمان سوار شدن به هواپيما تا بازگشت به سه کشور جيبوتي، کنيا و مجمع الجزاير کمور رفت و ديدارها و ملاقات هاي گوناگون داشت که در تاريخ سفر روساي جمهور بي سابقه است.
محمد زاده گفت که بخش عمده اي از برنامه هاي رييس جمهوري شامل ملاقات هاي خصوصي، خارجي و برنامه هايي که تا پاسي از شب انجام مي شود و حضور در نشست هاي شوراها و ديدار با اشخاص مختلف رسانه اي نشده است و مردم از آنها مطلع نيستند.
وي اظهار داشت: بستر رسانه اي ما محدود است و کشش ندارد، در واقع با بستر محدود از ابزار و امکانات محدود تر حرکت مي کرديم و در سيسم اطلاع رساني نقص بوجود مي آورد.
وي دليل ديگر را فشرده و سريع بودن برنامه ها بيان کرد و گفت: در اين شرايط رسانه ها از برنامه ها جا مي مانند.
محمدزاده تصريح کرد: اصحاب رسانه از رييس جمهور عقب مي مانند و به اين دليل که برنامه هاي وي با سرعت انجام مي شد و مي بايست خبر در جاي خود ارسال شود، بسياري از برنامه هاي رسانه اي نمي شد و به اصطلاح خبر سوخت مي شود.
وي گفت: در برنامه سازمان ملل در سه روز و نيم 70 برنامه شامل ملاقات هاي مردمي، سخنراني، ديدارها و مصاحبه با خبرگزاري ها انجام شد؛ به طور متوسط روزي 20 برنامه که براي يک رييس جمهور يک رکورد است.
وي دولت نهم را يک فرصت براي رسانه ها خواند و گفت: اگر براي رسانه خبر نباشد نمي تواند خبرسازي و اطلاع رساني کند اين چيزي است که در ادوار قبلي نبود و رسانه ها در دوره اخير به شکوفايي رسيدند.
**آيا هيچ دولتي به اين اندازه تخريب شد؟
وي با استناد به آمار و پژوهشها، تخريب ها عليه دولت نهم را بي سابقه دانست و گفت: يک روزنامه از 33 شماره اش که در مدت 40 روز منتشر شد، 28 تيتر نخست آن منفي و عليه برنامههاي دولت و شخص رييس جمهوري بود، 5 تيتر هم هم خنثي بود و نه اين که موافق باشد.
محمدزاده اظهار داشت: فضاي انتقاد عليه دولت به حدي شديد بود که رهبر معظم انقلاب فرمودند هجمه عليه دولت انتقاد نيست، بي بند و باري رسانهيي است.
وي گفت: در تاريخ انقلاب سراغ نداريم يک هماهنگي، هم آواريي و هم نوايي بين مخالفان يک دولت شکل بگيرد؛ راديو و تلويزيونهاي بيگانه، اپوزيسيون داخل و خارج، سلطنت طلبها، رقباي انتخاباتي و حتي از جريان اصولگرا که جاي بحث دارد.
**ملت اسير تخريب ها نشد
وي گفت: نکته مهم تر اين است که ملت اسير تخريبها نميشود هر چه تخريب، فضاسازي منفي عليه دولت شکل گرفت 40 ميليون نفر پاي صندوقهاي راي آمدند و 25 ميليون نفر به احمدي نژاد راي دادند.
**چرا تخريبها بي اثر بود؟
"تخريب از حد که بگذرد به پايان نزديک ميشود، ظلم از حد که بگذرد به پايانش نزديک ميشود" جمله اي بود که محمدزاده در پاسخ به اين پرسش بيان کرد.
وي انتقادها را اشکال و ايراد ندانست و گفت: انتقاد ها براي تخريب بود و تخريب به ظلم تبديل شده بود نه فقط به احمدي نژاد، به مردمي که رييس جمهوري را چهار سال پيش انتخاب کرده بودند.
احمدي نژاد به احترام آراي مردم صرفنظر از مجتي که بين او و مردم است احساس تعهد داشت بگويد در قبال انتخاب و اعتماد مردم چه کرده است و چرا برخي همه کارها را انکار ميکنند. ظلم هم پايدار نيست و با ظلم کاري پيش نميرود.
**اتحاد ظالمانه رسانه اي عليه دولت و احمدي نژاد
وي گفت: معتقدم يک اتحاد ظالمانه رسانهيي عليه دولت و رييس جمهور و حقانيت آن شکل گرفت، از منتقدان و منتقدان اصولگرا و کساني که کرسيها و مراکزي را در اختيار دارند سوال ميکنم در 4 سال دولت نهم هيچ نکته مثبتي از دولت سراغ نداشتند که فقط تخريب کردند حتي کارهاي عادي و جزيي را نديدند.
محمدزاده اين پرسش را مطرح کرد که در خصوص دولتي با همه تاييد هاي رهبر معظم انقلاب اسلامي که در تاريخ انقلاب بي سابقه است و اين که احياي گفتمان امام و انقلاب متعلق به اين دولت است چرا به جز مخالفان برخي دوستان حتي برخي اصولگرايان هم که مدعي اصولگرايي هستند يک نکته مثبت نديدند.
وي ادامه داد: يک سايت مدعي اصولگرايي از مجموع 2000 پست در چند سال گذشته 1200 پستاش مستقيم عليه دولت بوده است اين سايت پايش و مطالب اش ذخيره شده است، در اين سايت عليه دولت انگليس مطلباش در حد صفر و عليه آمريکا در حاشيه حرف زده شده است.
او گفت: آيا دولت احمدي نژاد با وجود همه تعاريفها و تاييدهايي که دريافت کرد از دولت انگليس و آمريکا بدتر بود؟
**چرا تخريب شد
وي در پاسخ به اين پرسش گفت: دولت احمدي نژاد يک دولت حزبي نبود و به خاطر رفت و آمد احزاب نيامد.
معاون ارتباطات و اطلاع رساني دفتر رييس جمهوري از دولت احمدي نژاد به يک پوست اندازي در تاريخ انقلاب اسلامي ياد کرد و گفت: در 26 سال قبل از آن يک بار جريان موسوم به راست و بار ديگر جريان موسوم به چپ در انتخابات پيروز ميشد زمام امور را به دست ميگرفت، تعدادي عوض ميشدند، ميانهها ميماندند و باز بر همان مدار ميچرخيد اما دولت احمدي نژاد گفتمان امام و انقلاب را احيا کرد.
وي در تبيين اين ويژگي دولت گفت: در اين گفتمان پس از سالها که حکومت دست نظام شاهنشاهي بود عدهيي جوان و مدير جوان وارد عرصه شدند و سيستم با نگاه و نگرش جديد کار را آغاز کرد، خدمت رساني در 4 سال گذشته به همان شيوه بازگشت و نو شد.
وي اظهار داشت: در 25 سال گذشته بر اثر مرور زمان آرمان ها و معيارها و گفتمان امام به دست فراموشي سپرده مي شد و اسير بروکراسي اداري و تسلسل شده بوديم.
به گفته محمدزاده دولت احمدي نژاد بنا نداشت مانند دولت هاي قبل کار و از مديراني که قبلا استفاده شده بودند، استفاده کند، بلکه مي خواست خون تازه اي به رگ هاي انقلاب تزريق کند و مديريت ها به دست جوان هايي باشد که آينده انقلاب و کشور را تضمين کنند.
وي با بيان اين که مديريت کشور دچار فرسودگي و پيري شده بود، گفت: البته معتقد نيستم مديران با تجربه را کنار بزنيم و از آنها استفاده نکنيم اما آيا در کنار مديران گذشته نبايد يکسري جوان و انرژي خون تازه دميده شود تا انقلاب بارور و محفوظ باشد.
به قول احمدي نژاد وقتي قرار باشد فردي 25 سال وزير باشد براي اين که نوبت ديگران شود بايد 500 تا 600 سال عمر کند تا وارد عرصه مديريت شود.
وي احمدي نژاد را از جهت ورود نيروي جديد و تازه نفس به مديريت کشور يک پديده براي انقلاب خواند و گفت: در گذشته روش هاي سنتي، مناسبات فاميلي و خانوادگي و حزبي و اشرافي گري که مولفه هاي انقلاب نبود تثبيت شده بود.
**برخي خوششان نيامد
وي اظهار داشت: طبيعي است چون منافع آنان به خطر مي افتاد و از گردونه خارج مي شدند اقوام و آشنايان دوستان و مرکزيت آنها و شيوه هايي که منافع آنها را تامين مي کرد به خطر مي افتاد.
محمدزاده از موضوع ديگري هم پرده برداشت و گفت: برخي گفتند، اگر ما باشيم اشکالي ندارد به روش خودتان ادامه دهيد.
در آغاز دولت دهم اولين سايت و پايگاه اطلاع رساني که گمانه زني براي انتخاب وزرا را آغاز کرد پيشنهاد داد مشايي معاون اول رييس جمهور و افراد ديگري وزير علوم، وزير کار و... شوند.
وي افزود: از گروه و دسته خود افرادي را وارد گمانه ها کردند چند روز بعد که احمدي نژاد به اين گمانه زني ها و معامله گري ها تن نداد و بعد بحث انتخاب مشايي مطرح شد همان سايت و پايگاه اطلاع رساني چون اسامي موردنظرش در فهرست نيست اولين منتعد و حمله کننده به انتخاب معاون اول رييس جمهور مي شود يعني اگر ما باشيم مشايي هم مي تواند معاون اول باشد اما اکنون که نيستيم پس او هم نباشد.
وي با اذعان به زد و بندهاي سياسي تصريح کرد: احمدي نژاد اين زد و بندها را به هم زد، به کسي سهم نداد و گفت، سهم مال مردم است اگر سهمي وجود دارد مال مردم است نه گروهاي اندکي که با داشتن رسانه، روزنامه، سايت و پايگاه اطلاع رساني خود را قيم مردم مي دانند و هميشه از روحيه قيم مابانه و پدرسالارانه سرگل سهم دولت هاي قبل را مي گرفتند بدون آن که کوچکترين نقشي بيشتر از مردم داشته يا کنار مردم باشند.
**آيا در دولت هاي قبل هم چنين رويه اي بوده است
براي انتخاب وزرا در دولت هاي کمتر بنا بر مشورت بود فرمولي داشتند که مثلا فلان حزب سه وزير فلان گروه دو وزير و فلان دسته چهار وزير را معرفي کند و کار خود را راحت مي کردند.
ادامه دارد...
| اندرشناسايي يك بيماري در مير حسين موسوي |
|
شنبه ۰۲ آبان ۱۳۸۸ ثانيهنيوز- محمدکاظم انبارلويي- آقاي موسوي در تازه ترين اظهارات خود در مخالفت با مقوله اي که اين روزها از آن به عنوان «وحدت ملي» ياد مي شود مي گويد :« تا موقعي که حق مردم قبول نشود و مردم به حساب نيايند، راه حلي پيدا نخواهد شد. اصل اين است که به مردم احترام گذاشته شود، عقايد آنها قبول شود، بايد به حاکميت مردم بر سرنوشت خودشان برگرديم ، آن موقع راه حل خيلي راحت پيدا مي شود» آقاي موسوي در تازه ترين اظهارات خود در مخالفت با مقوله اي که اين روزها از آن به عنوان «وحدت ملي» ياد مي شود مي گويد :« تا موقعي که حق مردم قبول نشود و مردم به حساب نيايند، راه حلي پيدا نخواهد شد. اصل اين است که به مردم احترام گذاشته شود، عقايد آنها قبول شود، بايد به حاکميت مردم بر سرنوشت خودشان برگرديم ، آن موقع راه حل خيلي راحت پيدا مي شود» در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري4 نفر نامزد رياست جمهوري بودند.85 درصد مردم که نصاب بي نظيري است در انتخابات شرکت کردند. مفهوم آن اين است که عده اي در اندازه15 درصد به هر دليلي در انتخابات شرکت نکردند. قطعا اينها از هموطنان ما بودند و جزء همين مردم هستند. از اين85 درصد بيش از دو سوم آنها به احمدي نژاد ، يک سوم آنها به موسوي و زير يک درصد به کروبي راي دادند و آراي باطله بيشتر از آراي کروبي بود. همه اين درصدها جزء مردم اين آب و خاک هستند. آقاي موسوي در اين ميان خود را نماينده100 درصد مردم مي داند و طوري حرف مي زند که گويي100 درصد مردم ايران به او نمايندگي داده اند که بگويد؛ «حق مردم در اين مملکت قبول نمي شود به آنها احترام نمي گذارند، عقايد آنها مورد قبول واقع نمي شود»!! سوال اين است که آن15 درصد چگونه و در کجا اين نمايندگي را به آقاي موسوي دادند که از قول آنها به طور مطلق سخن بگويد. آن دوسومي که به آقاي احمدي نژاد راي دادند کي و کجا به آقاي موسوي نمايندگي دادند که او بيايد از سوي همه مردم سخن بگويد و آن افرادي که زير يک درصد بودند و .... اين خود بزرگ بيني از کجا آمده است ؟ در دنياي سياست و سياستمداران ما امراض زيادي داريم اما مرض «خود مردم پنداري» يک بيماري نوظهور در سپهر سياست ايران و جهان است . در هيچ دموکراسي و حتي در نظام سلطنتي يک سياستمدار به خود اجازه نمي دهد به نمايندگي از کل مردم - آن هم در انتخاباتي که شکست فاحشي خورده - سخن بگويد. ظاهرا ايشان در اين «گنده گويي» متوجه بيماري خود شده که در سخنان خود از نمايندگي کل مردم منصرف شده در جملات بعدي به عنوان نماينده اکثريت مردم سخن گفته است . او مي گويد:« تا هنگامي که اکثريت مردم اغتشاشگر ناميده شود راه حلي پيدا نمي شود» جالب اينجاست اين سخنان را در جمع فراکسيون اقليت مجلس زده است! خوب ايشان براي بهبود بيماري خود در همين ديدار يک گام به جلو برداشتند و به جاي «خود مردم پنداري» به «خود اکثريت بيني» تنزل کرده اند يعني پذيرفته اند که نمي شود به نمايندگي از کل ملت صحبت کرد و به اکثريت خود را تخفيف داده اند. او بي هيچ دليل و سندي هنوز خود را رئيس جمهور مي داند و به نتايج انتخابات تن نداده و راي اکثريت مردم را به رسميت نمي شناسد. خوب حالا ببينيم آيا واقع بينانه است که او خود را نماينده اکثريت مردم بداند و به کساني که به فرمان شورش او لبيک گفتند و به خيابانها ريختند بگوييم اکثريت مردم ! اولا چه کسي - جز خود او- گفته است اکثريت مردم اغتشاشگر هستند. ميليشايي که در اجراي فرمان او و دستور واشنگتن و لندن از طريق تلويزيونهاي ماهواره اي به خيابانها آمدند چند نفر بودند؟ ثانيا : ملت ما در گونه شناسي خود در دادگاههايي که علني برگزار شد آنها را ديدند . آيا کسي مي تواند ديدگاه آقاي مهندس موسوي را تائيد کند. خود مهندس موسوي در همين ديدار در خصوص منظورش از وحدت مي گويد: « در آستانه انتخابات زنجيره سبزي که ميدان تجريش را به ميدان راه آهن جوش داد يکي از بهترين مظاهر وحدت بود که همه اقشار مردم در آن شرکت کردند» آيا تهران فقط ميدان تجريش تا راه آهن است ؟ آيا همه ايران در همين خيابان خلاصه مي شود؟ مردمي که در ديگر خيابانها و محلات زندگي مي کنند آدم نيستند؟ بيماري «خود اکثريت بيني» يا « خود اکثريت پنداري» موجب مي شود که ما جز خود و پندارهاي خود هيچ کس را نپذيريم. بيماري خود اکثريت پنداري موجب مي شود تاريخ گذشته و حال و آينده را انکار کنيم و حتي در وسعت جغرافيايي اي که حضور داريم دچار خطا شويم. منشاء مشکلات همين «خود اکثريت بيني» بود که مهندس موسوي حاضر نشد داوري6 فقيه و6 حقوقدان شوراي نگهبان به عنوان عاليترين مرجع داوري وفق قانون اساسي نتايج انتخابات را قبول کند. همين «خود مردم بيني» بود که باعث شد ولايت فقيه را به عنوان فصل الخطاب منازعه و اختلاف تلقي نکند و آقاي موسوي خود شاکي و خود قاضي و خود هم مجري حکم باشد . حکم چه بود؟ حکم اين بود که هر کس ايشان را رئيس جمهوري همه مردم يا اکثريت مردم نداند، بايد دريک شورش و اردوکشي خياباني نابود شود. لذا مرگ بر ديکتاتور (بخوانيد مرگ بر اکثريت) اصلي ترين شعار فرقه «خود اکثريت پنداران» در آشوبهاي خياباني شد! ديکتاتوري چيست؟ برنتابيدن راي اکثريت ، برنتابيدن حق حاکميت مردم، برنتابيدن اصول لايتغير قانون اساسي و ... بالاخره ديکتاتوري يعني نفي شعار استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي که متاسفانه روز قدس شاهد آن از سوي فرقه «خود مردم پنداران» بوديم. شعار جمهوري ايراني «به جاي جمهوري اسلامي» از رسانه هاي رژيم صهيونيستي با اشتياق زايدالوصفي از جنبش موسوم به سبز پخش شد. بيماري «خود مردم پنداري» آقاي موسوي را به وادي اي کشانده است که راه حلي براي حل مشکلات نمي بيند جز به رسميت شناختن پندارهاي خود، آيا مي شود يک ملت بيدار و آگاه و انقلابي را به پذيرش اين پندارهاي بيمارگونه دعوت کرد؟ بي ترديد پاسخ منفي است. اينجاست که همه تلاش دلسوزان براي نجات شکست خوردگان انتخابات اخير به نتيجه نمي رسد و ما بايد در اندوه و تاسف حذف - بخوانيد خودکشي - يک ضلع از اضلاع رقابت در انتخابات هاي آينده بمانيم. |
| کروبی: فکر می کنند با دستگیری پسرم کنار می روم |
|
کروبی در جواب خبرسازیهای فارس بر علیه خود گفت: "این خبرگزاری از دولتی حمایت می کند که رییس آن به مدیریت جهانی می پردازد و در شورای امنیت هاله نور می بیند و یا اینکه قرار است استکبار جهانی او را بربایند، بنابراین طبیعی است که خبرگزاری حامی وی نیز ادعاهایی به مانند این موضوعات داشته باشد." |
| |
|
مهدي کروبي دبيرکل حزب اعتماد ملي با محمد علي ابطحي که در زندان اوين اقامت دارد، تلفني گفتگو کرد. |
پايان ماموريت سیرا و منافقین، آغاز ماموريت موسوی و خاتمی
سه شنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۸
ثانيهنيوز- عباس حاجی نجاری- پس از تأکید صریح قدرتهای غربی در حمایت از آشوبهای پس از انتخابات و برنامهریزی آنها برای تداوم اغتشاشات و امیدواری آنها به تأثیر این تحرکات در فروپاشی و یا تضعیف نظام اسلامی، سؤالی که در اذهان مطرح است این است که چرا غربیها در این روند به کسانی دلبستهاند که در ظاهر شعار دفاع از امام و انقلاب را مطرح کنند و به رغم سوابق آنها در تاریخ سیاسی ایران از این طیف مدعیان انقلابی نگرانی ندارند. اگرچه سخنان صریح خانم کلینتون وزیر خارجه آمریکا در سال گذشته بخشی از پاسخ سؤال مذکور را در خود داشت ولی به نظر میآید ریشههای این دگردیسی در سرمایهگذاری غرب روی «اپوزیسیون» ایرانی باید مورد بررسی قرار گیرد.
کلینتون در گفتوگو با CNN میگوید: «کارهای زیادی انجام میدهیم تا معترضان را واقعاً قدرتمند سازیم. به حمایت از اپوزیسیون ادامه خواهیم داد. آمریکا در پس پرده تلاشهای زیادی برای حمایت از معارضان در ایران به کار بسته است و اگر میخواستیم زودهنگام و قوی و جدی در این موضوع دخالت کنیم، مقامات ایران از ما به عنوان عاملی برای وحدت در مقابل مخالفان استفاده میکردند.» اگرچه به دنبال کلینتون، مرکل صدراعظم آلمان و سارکوزی رئیسجمهور فرانسه نیز در حمایت از اپوزیسیونهای ایران دست خود را رو کردند، ولی اشاره کلینتون به اینکه با تأخیر حمایت خود را اعلام کرده است نشان از افشای هرچه بیشتر چهره عوامل پشت صحنه ماجراهای اخیر دارد.
اما برای پاسخ دقیقتر به سؤال آغازین باید نگاهی هرچند کوتاه به ریشههای کینهورزی قدرتهای غربی علیه انقلاب اسلامی داشته باشیم. مقابله قدرتهای استکباری با نظام جمهوری اسلامی، ریشه در تعارض بنیادین مبانی فکری انقلاب اسلامی با مبانی ایدئولوژیک حاکم بر قدرتهای جهانی دارد. تشکیل نظامی دینی با محوریت حکومت ولی فقیه توسط امام راحل(ره) پدیدهای نبود که غرب سکولار و شرق مارکسیست به راحتی آن را بپذیرد و بر همین اساس ایران عزیز از آغازین روزهای آغاز نهضت اسلامی توطئههای مختلف دشمنان برای جلوگیری از پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن جلوگیری از شکلگیری و تبعیت نظام جمهوری اسلامی را تجربه کرد.
آنچه که در این میان قابل اهمیت است این است که اگرچه تلاشهای گذشتگان در رسیدن به این قلهها مؤثر بود، ولی تصریح در رسیدن به این جایگاه در سالهای اخیر محصول انسجام فضای سیاسی کشور و رویگردانی مردم از کسانی بود که در مقطع تسلط خود بر قوای مجریه و مقننه کوشیده بودند تا با انحراف در مبانی فکری نظام دینی و اجرای پروژه حاکمیت دوگانه، زمینه سلطه مدافعان تفکر سکولار بر نظام سیاسی ایران را فراهم کنند.
در انتخابات دهم ریاست جمهوری به رغم فضای مناسبی که نظام جمهوری اسلامی برای شرکت همه سلیقههای سیاسی در انتخابات فراهم کرد و پرشورترین انتخابات تاریخ سیاسی ایران تحقق یافت، اما نامزدهای شکست خورده انتخابات و تشکلهای سیاسی حامی آنها با طرح سناریوی موهوم تقلب، ضمن کلید زدن آشوب داخلی فرصتی را فراهم آوردند تا قدرتهای غربی با استفاده از سیستمهای رسانهای و تبلیغی خود با خدشه بر دستاوردهای گرانقدر انقلاب، چهره نظام اسلامی را در منطقه و جهان اسلام مخدوش کنند. اکنون بیدلیل نیست که موسوی، خاتمی و کروبی و ... در جلب حمایتهای غربیها جایگزین تشکلهایی همچون «بنیاد سیرا»، «بنیاد پر» و یا گروهکهایی همچون منافقین شدهاند، نکتهای که در صفبندیهای قبل از انتخابات نیز نشانههای آن ظاهر شده بود همین روند پس از انتخابات توسط رسانههای بیگانه در حمایت از نامزدهای انتخاباتی اصلاحطلبان(موسوی و کروبی) دنبال شد و سرپلهای داخلی آنها نظیر نهضت آزادی و فعالان ملی – مذهبی، کانون نویسندگان و افرادی نظیر سروش و بشیریه و ... با مأموریت خاص به حمایت از این دو نفر برخاستند.
علاوه بر مبانی فکری، شعارهای نامزدهای شکست خورده انتخابات و راهبردهای جریانهای داخلی در جلب حمایت غربیها و تغییر سرپل آنها مؤثر بود. بخشی از راهبرد جریانهای همسو با قدرتهای خارجی که در انتخابات دهم فعالیتهای مشترکی را انجام میدادند عبارتند از:
الف- نقد سیاستهای نظام در حمایت از نهضتهای آزادیبخش بویژه حزبالله لبنان
ب- طرح سناریوی جدید حاکمیت دوگانه با هدف قرار دادن بیت امام در برابر رهبری
ج- لابیهای پنهان عناصر شاخص این طیف برای جلب حمایت کشورهای غربی و عربی
د- طرح سناریوی موهوم تقلب و ایجاد آشوب و اغتشاش پس از انتخابات
هـ- تلاش برای تضعیف نهادهای مؤثر در نظام نظیر سپاه و بسیج
و- ایجاد شکاف در نیروهای مؤثر در نظام نظیر مراجع، روحانیون، نخبگان و اساتید دانشگاه
ز- طرح شبهات و ابهامات در زمینه شکنجه، تجاوز و یا قتل بازداشتیها
ح – بسترسازی برای تشدید فشارهای قدرتهای غربی، در زمینه مسائل هستهای و ...
غير علني شدن دادگاه رسيدگي به اغتشاشات را چگونه برداشت كنيم؟!
آنچه نگران کننده است این كه نكند خداي نكرده، اين همه هزينه هایی كه در راه شفافيت فضاي سياسي پرداخت شد، با قصد عدم پيگيري و كم كم به نسيان سپردن، به هزينه اي مضاعف تبديل گردد و در نتیجه اين باندهاي قدرت، ثروت و فساد، نه تنها با شجاعت بيشتري به مقابله با ولايت فقيه و نظام بپردازند بلکه ما نیز اركان نظام يعني دولت و قوه قضاييه که ستونهاي خدمت و عدالت هستند را به اسم مصلحت یا هر چه که اسمش باشد، فداي پايداري اركان ضخیم، بي ريشه و فرسوده اي نماییم
سه شنبه 17\6\1388 ساعت 12:11:18
پایگاه خبری تحلیلی خرد نیوز- سیاوش آقاجانی- اين كه با تغيير رياست قوه قضاييه، دادگاه رسيدگي به اغتشاشات غير علني مي گردد و به پايگاه هاي اينترنتي و برخی مطبوعات دستور عدم پيگيري در خصوص مسائل آقاي هاشمي را مي دهند و اين كه دادستان محترم به ناگاه به بهانه ترفيع از پرونده اغتشاشات دور مي شود، از دو جهت كاملا متضاد قابل تفسير مي باشد.
1- رويكرد جديد قوه محترم قضاييه ايجاد شرايط مناسب براي بررسي دقيق و بدور از تنش هاي و التهابات سياسي، جهت عدم تاثيرگذاري هاي احساسي بر روند بررسي پرونده: در صورتي كه اين فرض صحيح باشد، بايد ديد كه آيا قوه محترم قضاييه فكري براي جلوگيري از تجديد قوا و تمديد آبروي اين متهمان دور از دادگاه و متجاوزان طلبكار و شكنندگان حرمت قانون( نه فقط خود قانون)، کرده است یا نه؟ و اگر اين رويكرد به طولاني شدن دادگاه ها، فرار متهمان اصلي از محاكمه و توجيه اعمال خلاف قانوني كه در هر جاي دنيا به مراتب قاطع تر با آنها به عنوان عوامل اصلي برخورد مي شود (نه با عوامل دست چندم و بعضا فريب خورده)، منتهی گردد، آنچنان سرخوردگي و دلشكستگي براي همگان اعم از مردم و مسؤولان دلسوز به وجود آمده و توام با آن حريم هايي قرمزتر و محكم تر براي منتقدان و مخالفان بی منطق ايجاد خواهد شد، تا اين سران باندهاي قدرت و ثروت از داخل اين دژ سياه به مردم و نظام تيراندازي كرده و مصون بمانند كه البته ما امیدواریم اين رويكرد با تدبير مناسب و هدایت های صحیح و ارزش مدارانه به عدالت بينجامد.
2- اما آنچه نگران کننده است این كه نكند خداي نكرده، اين همه هزينه هایی كه در راه شفافيت فضاي سياسي پرداخت شد، با قصد عدم پيگيري و كم كم به نسيان سپردن، به هزينه اي مضاعف تبديل گردد و در نتیجه اين باندهاي قدرت، ثروت و فساد، نه تنها با شجاعت بيشتري به مقابله با ولايت فقيه و نظام بپردازند بلکه ما نیز اركان نظام يعني دولت و قوه قضاييه که ستونهاي خدمت و عدالت هستند را به اسم مصلحت یا هر چه که اسمش باشد، فداي پايداري اركان ضخیم، بي ريشه و فرسوده اي نماییم، و به جای آن که نظام اسلامی را آواری بر سر چنین باندهای قدرت و ثروتی کنیم، آنان را به آورای برای این نظام كه بايد سپر اسلام و مردم باشد، به تبدیل نماییم.
و این قلب تمام دلسوزان و دلسوختگان این نظام و رهبر و انقلاب است که چنین نجوا می کند: خداوندا تا كنون با تمام وجود از اين حكومت كه ان شاءالله مقدمه حكومت خليفه الله الاعظم است، حمايت كرده ايم، خداوندا مي دانیم كه تلاش ما از جهت وظیفه ای است که بر دوش ماست و الا كه اين انقلاب را خودت حفظ نموده اي و نيازي به ما وجود نیست، از تو كه ربي مسألت داریم كه آنرا از شبيخون ديدگان ناپاك خانگي، حفظ نمايي كه البته خود فرموده اي، نوري را كه افروختي كسي را توان خاموش کردنش نيست.
| میزگرد حجاريان ، عطريانفر و شريعتي |
| دوشنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۳۹ |
|
|